پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
197
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
سبعين ، اوستّ و ثمانين ، و اللّه اعلم . « 30 » اصل وى از بغداد بوده و به مصر « 31 » بوده ، در محنت صوفيان به مصر شد و به مكّه بوده ايّامى . . . از مشايخ هيچ كس مه از او نشناسم در علم توحيد ؛ همه بر او وبالاند ، هم واسطى و فارس عيسى بغدادى و جز ازيشان . . . دنيا از خرّاز پر بود ، نيز به سر مىآمد . » « 32 » خواجه عبداللّه براى اظهار چنين تحسينى در حق ابوسعيد خرّاز به آثار او استناد مىجست ؛ و همين آثار بود كه خشم فقها را برمىانگيخت و سبب محكوميّت او در بغداد شد . ولى در زمان ما ، چون آثار عمدهء خرّاز را از بين رفته مىدانند ، دربارهء او بر اساس آنچه از او برجا مانده است ، يعنى كتاب الصّدق و مسائل ، كه ماسينيون آنها را « مجموعههاى سادهاى از روايات مسند در باب زهد » توصيف مىكند ، داورى مىكنند . « 33 » به همين سبب است كه ، ماسينيون باز چند صفحهاى از تحقيق خود را به او تخصيص مىدهد ، زيرا پى برده است كه « قطعات پراكندهء بسيار نشانمىدهد كه از نظريّهء عرفانى متمايزى داشته است » . با اين همه ، اخلاف ماسينيون ديگر او را شايان ذكر در شمار شخصيّتهاى بزرگ مكتب بغداد ندانستهاند . « 34 » بىگمان وقتى كه كسى از آثار خرّاز جز كتاب الصّدق و مسائل او چيزى را نشناسد ، به علّت ستايشهاى بيدريغى كه انصارى نثار او مىكند خوب پى نمىبرد . كتاب مسائل چند « قول » بيش نيست و بر سه برگ استنساخ شده است كه معلوم نيست چگونه در آثار جنيد ، در نسخهء خطّى كتابخانهء شهيد على « 35 » ، راه يافته است . در باب كتاب الصّدق هم بايد گفت كه آربرى تا حدّى مبالغه مىكند كه مىنويسد : « اين كتاب سواى آثار محاسبى قديمترين بيان منظّم نظريّهء تجربهء صوفيانهاى است كه يك صوفى اهل عمل نوشته است « 36 » » . ولى ما بيشتر برآنيم كه كتاب الصّدق كتاب تعليمى كوچكى در تصوّف و خاصّ مبتديان است ، كتابى است كه خرّاز در آن تعليم زاهدانهء رايج در زمان خود را دربارهء چند مفهوم اساسى ، از قبيل صدق و اخلاص و صبر ، گرد آورده است . خرّاز نيز مانند شقيق بنيان بسيار
--> ( 30 ) . دربارهء تاريخ وفات خرّاز ، نگاهكنيد به بالاتر صفحهء 181 ، يادداشت 1 . ( 31 ) . در آنجا با ذوالنّون ملاقات كرد . محنت صوفيان اشاره به محنتى است كه غلام خليل پديد آورد . نگاه كنيد به : مصائب ، ص 39 ؛ روزنامهء آسيايى ، 1912 ، ص 566 ؛ پايينتر ، فصل چهارم ، 1 . ( 32 ) . طبقات الصّوفية ، تصحيح دكتر محمد سرور مولائى ، انتشارات توس ، تهران ، ص 159 - م . ( 33 ) . تحقيق ، ص 301 . ( 34 ) . به همين سبب است كه در طرح تاريخ تصوّفى كه قنواتى - گارده ، در عرفان اسلامى به دست مىدهند ، با وجود پيروى آنها از تحقيق ماسينيون ، نامى از خرّاز برده نمىشود . ( 35 ) . نسخهء خطى شمارهء 1374 ، برگ 31 ب - 32 الف . ( 36 ) . نگاهكنيد به : مقدمهء ترجمهء كتاب الصّدق ، ص IV .